قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

316

درة التاج ( فارسى )

و هيأت و صيغت با ماده برين وجه نيستند ، بس تركيب لازم نيايذ ، و بدانك از خواص اسم آنست كى اخبار از مسمى او به مجرد ذكر او درست باشذ ، بخلاف فعل و حرف ، سؤال اگر اين درست باشذ بس اين راست باشذ كى ضرب اخبار نكند از مسمى او به مجرد ذكر او ، و اين تناقض است ، جه مخبر عنه درو مسمى ضرب است به مجرد ذكر ضرب . جواب اگر بمخبر عنه مخبر عنه مىخواهند در جمله كبرى مسلم نداريم كى آن مسمى ضرب است ، جه مخبر عنه درو لفظ ضرب است نه مسمى او ، جه تقدير كلام اينست كى ضرب مسماه لا يخبر عنه و اگر به آن مخبر عنه مىخواهند در جمله صغرى كى خبرست هيج تناقض نباشذ ، جه اخبار ازو بتوسط لفظى ديگرست غير ضرب ، و آن مسماست . « 1 » و بدانك ( كى ) هر يكى « 2 » از مفرد و مركب مشترك باشند اگر وضع ايشان به جهت دو معنى كرده باشند يا بيشتر بحسب عرفى واحد ، و منفرد باشند اگر جنين نباشذ ، و هر يكى از منفرد و مشترك علم باشذ اگر تصور معني آن مانع وقوع شركت باشذ در آن ، و متواطى باشذ اگر تصور معني آن مانع وقوع شركت نباشذ ، و حصول معنى او در افراد موجوده يا موهومه ، او بسويّت باشذ ، و مشكّك باشذ اگر حصول معني او در بعضى افراد اول و اولى باشذ ، جون موجود كى حصول معنى او در واجب اول ، و اولى ، است از آنك در ممكن ، يا اشدّ ، و اضعف ، جون ابيض ، كى حصول معنى او در برف اشدست ، و در عاج اضعف . و چون جايزست كى تصور يكى از معانى مشترك مانع وقوع شركت باشذ درو ، و تصور ديگر « 3 » مانع نباشذ ، با آنك بعضي از آن معانى قابل تفاوت باشذ و بعضى نباشذ ، بس اجتماع اين سه قسم اعنى : علم ، و متواطي ، و مشكك ، در يك لفظ جايز باشذ . و هر

--> ( 1 ) - مسمائيست - اصل . ( 2 ) - هر كلى - م . ( 3 ) - ديگر معانى - م .